تبلیغات
مهدویت و آخرالزمان - مطالب دفاع مقدس
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
آیا به نظر شما اسم وبلاگ رو تغیر بدهیم؟




آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

خدایا ناتوانتر از آنم که بتوانم تورا با زبان قاصر و الکنم وبا اعضا و جوارح ناتوانم بستایم ! اما در حد توانم و با تمام وجودم سپاس و ستایشی که در حد تو و سزاوار و برازنده حضرتت باشد تورا سپاسگذارم بخاطر تمامی نعمات ظاهری و باطنی ات که به ما ارزانی داشته قبل از آنکه استحقاق داشتنش را داشته باشیم.
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها


[مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ]

[ Designed By Ashoora.ir ]
مهدویت و آخرالزمان

شوخ طبعی های جبهه
1) هدف بزرگ :: جوان سیزده، چهارده ساله ای بود به سن و سال و به همت.، مردی بزرگ. بعضی اوقات سر به سرش می گذاشتیم.
ـ تو این جا آمده ای چه كار با این كوچكی و جان و جثۀ ضعیف؟
ـ هدف بزرگم كم و كاستی هیكلم را جبران می كند. 2) تسبیحت را بده یك خط برویم ::ذكر گفتن با تسبیح و بعضاً عادت به گرداندن آن بسیار معمول بود. اصطلاحاً بچه ها به یك دور تسبیح گرداندن می گفتند«یك خط رفتن» روزی یكی از بچه ها رو به دوستش كرد و گفت :«اخوی، تسبیحت را بده یك خط برویم» و او جواب داد:«اگر رفتی خط و بر نگشتی چه؟ اگر رفتی خط وسط راه بنزین تمام كردی و تسبیح بر نگشت كی را باید ببینم؟»




عبارت های آشنا

در پشت خاکریزها به اصطلاحاتی برخورد می کردیم که به قول خودمان تکیه کلام دلاوران روز و پارسایان شب بود. عبارت های آشنایی که در ضمن ظاهر طنز آلود مفهوم تذکر دهنده به همراه داشت. تعدادی از این عبارت های آشنا را با هم مرور می کنیم.

1- چیفتن:

فرد چاق، گرد و جمع و جور و خوش هیکل، درست مثل تانک نوع چیفتن.
همانکه در اصطلاح، «هیکل تدارکاتی» دارد نه «نه هیکل عقیدتی». به شخوی به او می گویند «همه اش مال یک نفر است؟» و مراد، یک نفر آدم معمولی و متوسط است. تعبیر «سنگر انفرادی» هم در این معنا استفاده شده و همه بعد از اشاره و کنایه های طنز آمیز، حکایت از توجه بچه ها دارد و تذکری که هر فرصتی را برای آن مغتنم می شمارند.
این عبارت، دقیقاً در مقابل افراد ضعیف و نحیف (=هیکل عقیدتی) به کار می آمد و در مقایسه با آنها؛ و الا بندرت پیدا می شدند برادرانی که واقعاً اضافه وزن داشته و خودشان نسبت به آن بی اهمیت باشند.





بروید فعلاً بارفیكس بزنید
سال 64، سه نفر بودیم كه می خواستیم برویم جبهه. هر وقت به ستادی كه مربوط به ما بود مراجعه می كردیم مسئول ستاد می گفت: بروید فعلاً‌ بارفیكس كار كنید تا قدتان بلند شود. تصمیم گرفتیم به ستاد اعزام دیگری برویم. "ستاد مهدیه" كه تقریباً بالای شهر محسوب می شد – نسبت به منطقه خودمان یعنی "حسار امام"‌ رفتیم آنجا و خواستیم خودمان را بالای شهری جا بزنیم و بگوییم مثلاً‌ ما از "شهرك مهدیه" هستیم غافل از آنكه سر و وضعمان داد می زد پایین شهری هستیم. در نتیجه به اصطلاح یخمان نگرفت.
 




درباره سردار شهید ناصر فولادی

در هر گوشه از شهرمان تصویری است از مردانی که روزگاری میان ما بوده‌اند و حالا ما حسرت به دل مانده‌ایم تا فقط کمی بیش‌تر آنها رابشناسیم.

  «شهید ناصر فولادی» از همان‎هایی است که حتی حسرت با هم بودن را بر دل خیلی‌ها نشاند و زودتر از آن‎که فکرش را بکنیم راه آسمان را پیش گرفت.


برچسب ها :
درباره سردار شهید ناصر فولادی ,  عشق ,  عاشق ,  سردار ,  کنگره سرداران شهید ,  14600 شهید ,  شهادت ,  معراج , 

بیست و هشت روز مقاومت در گرمای ۵۵ درجه

زدیک‌های ظهر بود که وارد خط پاسگاه زید شدیم، منطقه عمومی عملیات رمضان. گفته بودند: جایی که می‌رویم اصلاً پدافندی نیست، فقط عملیاتی صرف. خرداد ۶۲ بود، مدتی بعد از عملیات والفجر یک، گردان بلال، لشکر هفت ولی‌عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف.


داستان عروج شهید مهدی باکری


لشگر عاشورا درهر عملیاتی که شجاعانه وارد میدان می شد ، سخت ترین محورهای عملیات را برای نبرد انتخاب می کرد ؛

تاآخرین نفس می جنگید وبرای همین هم نام عاشورا و نام باکری خواب از چشم نیروهای دشمن می گرفت . عملیات خیبر از عملیاتی بود که لشکر عاشورا ، فداکاری زیادی از خود نشان داد و جزایر مجنون را در زیر آتش سهمگین دشمن حفظ کرد .




مطالب مرتبط :
قوانین شهید سید مجتبی علمدار برای نزدیکی به خدا
زندگینامه سردار خیبر شهید حاج محمد ابراهیم همت
ده خاطره زیبا از شهید مهدی زین الدین


برچسب ها :
داستان ,  عروج ,  شهید مهدی باکری ,  داستان عروج شهید مهدی باکری ,  شهید ,  دفاع مقدس ,  باکری ,  حمید باکری , 


قوانین شهید سید مجتبی علمدار برای نزدیکی به خدا



هنگامی که همراه نسیم سحری نوای روح بخش اذان صبح در یازدهم دی ماه سال ۱۳۴۵ در کوچه پس کوچه های شهرستان ساری طنین انداز شد « سید مجتبی » چشم به جهان گشود و خانواده علمدار با تولد دومین فرزندش بار دیگر سبز پوش شد .




برچسب ها :
قوانین ,  شهید سید مجتبی ,  علمدار ,  نزدیکی ,  خدا ,  قوانین شهید سید مجتبی علمدار برای نزدیکی به خدا ,  دفتع مقدس ,  شهید , 

زندگینامه سردار خیبر شهید حاج محمد ابراهیم همت






شهید در یک نگاه :
نام و نام خانوادگی : محمد ابراهیم همت
تاریخ تولد :۱۲/۱/۱۳۳۴
نام پدر : علی اکبر
تاریخ شهادت : ۱۷/۱۲/۱۳۶۲
محل تولد : اصفهان / شهرضا

محل شهادت : جزیره مجنون
طول مدت حیات :۲۸ سال
مزار شهید :گلزار شهدای شهرضا






تعداد صفحات : 2

 | 1 |  2 |