تبلیغات
مهدویت و آخرالزمان - مطالب هفته نامه خورشید پنهان(امام زمان)
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
آیا به نظر شما اسم وبلاگ رو تغیر بدهیم؟




آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

خدایا ناتوانتر از آنم که بتوانم تورا با زبان قاصر و الکنم وبا اعضا و جوارح ناتوانم بستایم ! اما در حد توانم و با تمام وجودم سپاس و ستایشی که در حد تو و سزاوار و برازنده حضرتت باشد تورا سپاسگذارم بخاطر تمامی نعمات ظاهری و باطنی ات که به ما ارزانی داشته قبل از آنکه استحقاق داشتنش را داشته باشیم.
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها


[مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ]

[ Designed By Ashoora.ir ]
مهدویت و آخرالزمان

حوادث مصر در آستانه ظهور- قسمت دوم


یکی از نشانه های ظهور که در روایات مطرح شده، ورود نیروهای غربی یا مغربی به مصر است. شیخ طوسی در کتاب الغیبة، ص 463، از عمار یاسر نقل می کند که گفت: دولت اهل بیتِ پیغمبر شما در آخر الزمان خواهد بود و ظهور آن دولت علاماتى دارد: (از آن جمله) ... غربیان به مصر حمله می آورند. وقتى آنها وارد مصر شدند، همین علامت آمدن سفیانى است.



برچسب ها :
: DVDRip ,  آخرالزمان ,  آخرالزمانی ,  آینده در گذشته ,  استاد حسن عباسی ,  اندیشکده یقین ,  انسان خدایی ,  اومانیسم ,  تفکرات داروینیستی و کابالایی ,  تفکرات ماسونی و جادوگرایانه ,  تناسخ ,  جادوگرایی ,  جادویی ,  جاسوسی بدون ابزار ,  جریان خلقت‌گرا-Creationism ,  جریان داروینیسم-Darvinism ,  حسن عباسی ,  حضرت مهدی (عج) ,  حضرت موعود (عج) ,  داروینیسم ,  دانلود فیلم ,  دکتر حسن عباسی ,  دیدگاه مهدوی ,  دین نوین دنیوی ,  زمان غیبت ,  سازمان ضد جاسوسی آمریکا ,  سریال 4400 ,  سریال استراتژیک ,  شبیه‌سازی ,  شفای بیماران ,  شیطان‌پرستی ,  شیعیان منتظر ظهور ,  طریقت بدون مذهب و شریعت ,  طی‌الارض ,  عدد مقدس فراماسونرها-11 ,  عصر انتظار ,  علوم انسانی مبتنی بر انسان‌خدایی-اومانیسم ,  غیب‌گویی ,  فراماسونری ,  فرهنگ سازی ,  فرهنگسرای ارسباران ,  فیلم نقد سریال استراتژیک چهل و چهار دو صفر-4400 ,  فیلم نقد سریال ای لی اس-Alias ,  قاعده فرادینی و کثرت‌گرایی ,  لینک مستقیم ,  لینک مستقیم دانلود ,  ماورایی ,  ماکیاولیسم ,  مبارزه با تروریسم ,  مدینه فاضله-اتوپیا-جزیره گمشده ,  مهدویت در نگاه تشیع ,  نقد سریال آلیاس-Alias ,  نقد سریال استراتژیک ,  نقد سینما ,  نوشتن کتاب مقدس ,  نگاه داروینیسم و در حوزه علوم بیولوژیک و ژنتیک و شیمی ,  هک کردن بانکها با قدرت دست ,  واحد ضد تروریستی ,  واقعه شریف ظهور ,  ولی فقیه ,  پاگانیسم-کفرکیشی ,  پیش‌بینی آینده ,  کارما ,  گذشته در آینده ,  گزاره استراتژیک ,  مصر ,  حوادث , 

رمضان

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنین واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شاید به تعبیرى دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زیرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان یا گرماى شدید روزهاى طولانى تابستان. و عطش دیگر حاصل از نفس سركشى كه پیوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذیر است. در مقایسه این دو سوزش، دقیقا رابطه عكس برقرار است، بدین مفهوم كه نفس سركش با چشیدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به یك جرعه بسنده نمى‏كند، و پیوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذیر جهت ارضاى تمایلات خود وا مى‏دارد. و در همین رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر این تشبیه والا را به كار مى‏گیرد و مى‏گوید: آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آید جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زین طلب بنده به كوى حق رسید درد مریم را به خرما بن كشید اما از سوى دیگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سیرى پذیر است، و قانع كننده.

رمضان از اسماء الله است

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبایست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلكه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنى ماه را باید به اسم اضافه نمود، در این رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) گوش فرا مى‏دهیم.

هشام بن سالم نقل روایت مى‏نماید و مى‏گوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (علیهما السلام) بودیم، پس سخن از رمضان به میان آوردیم.

فقال علیه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا یجیى و لا یذهب و انما یجیى‏ء و یذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فیه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عیدا و كقوله تعالى فى عیسى بن مریم (علیهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائیل. (1)

امام علیه السلام فرمود: نگوئید این است رمضان، و نگوئید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آید كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آید، بلكه بگوئید ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنید در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عید قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عیسى بن مریم (سلام الله علیهما) را براى بنى اسرائیل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (علیه السلام) روایت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانید كه رمضان چیست (و چه فضائلى در او نهفته است).



گفته شده كه فقط در بغداد بیست و پنج نفر این مقام را ادعا كردند كه بیشتر این مدعیان با طراحى حسینعلى و همكارى یحیى یا كشته شدند یا از ادعاى خود دست برداشتند. آدمكشى هایى كه در میان بابیان رواج داشت و همچنین دزدیدن اموال زائران اماكن مقدسه در عراق و نیز منازعات میان بابیان و مسلمانان باعث شكایت مردم عراق و بویژه زائران ایرانى گردید و دولت ایران از دولت عثمانى خواست تا بابیها را از بغداد و عراق اخراج كند.

بدین ترتیب در اوایل سال 1280 ق . فرقه بابیه از بغداد به استانبول و بعد از چهار ماه به ادرنه منتقل شدند در این زمان میرزا حسینعلى مقام ((من یظهر اللهى )) را براى خود ادعا كرد و از همین جا نزاع اصلى و جدایى و افتراق در میان بابیان آغاز شد. بابیهایى كه ادعاى او را نپذیرفتند و بر جانشینى میرزا یحیى (صبح ازل ) باقى ماندند، ازلى نام گرفتند و پذیرندگان ادعاى میرزا حسینعلى (بهاءالله ) بهائى خوانده شدند. میرزا حسینعلى با ارسال نوشته هاى خود به اطراف و اكناف رسما بابیان را به پذیرش آیین جدید فرا خواند و دیرى نگذشت كه بیشتر آنان به آیین جدید فرا خواند و دیرى نگذشت كه بیشتر آنان به آیین جدید ایمان آوردند. منازعات ازلیه و بهائیه در ادرنه شدت گرفت و اهانت و تهمت و افترا و كشتار رواج یافت و هر یك از دو طرف بسیارى از اسرار یكدیگر را باز گفتند. بهاء الله در كتابى به نام بدیع ، و صایت و جانشینى صبح ازل را انكار كرد و به افشاگرى اعمال و رفتار او و ناسزاگویى به او و پیروانش پرداخت . در برابر، عزیه خواهر آن دو در كتاب تنبیه النائمین كارهاى بهاء الله را افشا كرد و یك بار نیز او را به مباهله فرا خواند. نقل شده است كه در این میان صبح ازل برادرش بهاء الله را مسموم كرد و بر اثر همین مسمومیت بهاء الله تا پایان عمر به رعشه دست مبتلا بود. سرانجام حكومت عثمانى براى پایان دادن به این درگیریها بهاء الله و پیروانش را به عكا در فلسطین و صبح ازل را به قبرس تبعید كرد، اما دشمنى میان دو گروه ادامه یافت . بهاء الله مدت نه سال در قلعه اى در عكا تحت نظر بود و پانزده سال بقیه عمر خویش را نیز در همان شهر گذراند و در هفتاد و پنج سالگى در 1308 ق .م در شهر حیفا از دنیا رفت .
میرزا حسینعلى پس از اعلام ((من یظهره اللهى )) خویش ، به فرستادن نامه (الواح ) براى سلاطین و رهبران دینى و سیاسى جهان اقدام كرد و ادعاهاى گوناگون خود را مطرح ساخت . بارزترین مقام ادعایى او ربوبیت و الوهیت بود
.

بسمه تعالی

هفته نامه خورشید پنهان

او خود را خداى خدایان ، آفریدگار جهان ، كسى كه ((لم یلد و لم یولد)) است ، خداى تنهاى زندانى ، معبود حقیقى ، رب ما یرى و ما لا یرى نامید. پیروانش نیز پس از مرگ او همین ادعاها را درباره اش ‍ ترویج كردند، و در نتیجه پیروانش نیز خدایى او را باور كردند و قبر او را قبله خویش گرفتند .
گذشته از ادعاى ربوبیت ، او شریعت جدید آورد و كتاب اقدس را نگاشت كه بهائیان آن را ((ناسخ جمیع صحائف )) و ((مرجع تمام احكام و اوامر و نواهى )) مى شمارند.

بابیهایى كه از قبول ادعاى او امتناع كردند، یكى از انتقاداتشان همین شریعت آورى او بود، از این رو كه به اعتقاد آنان ، نسخ كتاب بیان نمى توانست در فاصله بسیار كوتاهى روى دهد. بویژه آنكه احكام بیان و اقدس هیچ مشابهتى با یكدیگر ندارند؛ اساس بابیت ، از بین بردن همه كتابهاى غیر بابى و قتل عام مخالفان بود، در حالى كه اساس ‍ بهائیت ، ((راءفت كبرى و رحمت عظمى و الفت با جمیع ملل )) بود. با این حال میرزا حسینعلى در برخى جاها منكر نسخ بیان شد .
مهم ترین برهان او بر حقانیت ادعایش ، مانند سید باب ، سرعت نگارش و زیبایى خط بود. نقل شده كه در هر شبانه روز یك جلد كتاب مى نوشت . بسیارى از این نوشته ها بعدها به دستور میرزا حسینعلى نابود شد. نوشته هاى باقیمانده او نیز مملو از اغلاط املایى ، انشایى ، نحوى و غیر آن بود. مهمترین كتاب بهاء الله ایقان بود كه در اثبات قائمیت سید على محمد باب در آخرین سالهاى اقامت در بغداد نگاشت
.
اغلاط فراوان و نیز اظهار خضوع بهاءالله نسبت به برادرش صبح ازل در این كتاب سبب شد كه از همان سالهاى پایانى زندگى میرزا حسینعلى پیوسته در معرض تصحیح و تجدید نظر قرار گیرد



بسمه تعالی

هفته نامه خورشید پنهان

بهائیه پس از بهاءالله
پس از مرگ میرزا حسینعلى ، پسر ارشد او عباس افندى (1260-1340 ق .) ملقب به عبد البهاء جانشین وى گردید. البته میان او و برادرش محمد على بر سر جانشینى پدر مناقشاتى رخ داد كه منشاء آن صدور ((لوح عهدى )) از سوى میرزا حسینعلى بود كه در آن جانشین خود را عباس ‍ افندى و بعد از او محمد على افندى معین كرده بود.

در ابتداى كار اكثر بهائیان از محمد على پیروى كردند اما در نهایت عباس افندى غالب شد. عبد البهاء ادعایى جز پیروى از پدر و نشر تعالیم او نداشت و به منظور جلب رضایت مقامات عثمانى ، رسما و با التزام تمام ، در مراسم دینى از جمله نماز جمعه شركت مى كرد و به بهائیان نیز سفارش كرده بود كه در آن دیار به كلى از سخن گفتن درباره آیین جدید بپرهیزند. در اواخر جنگ جهانى اول ، در شرایطى كه عثمانیها درگیر جنگ با انگلیسیها بودند و آرتور جیمز بالفور، وزیر خارجه انگلیس در صفر 1336 19/ نوامبر،17اعلامیه مشهور خود مبنى بر تشكیل وطن ملى یهود در فلسطین را صادر كرده بود، مسائلى روى داد كه جمال پادشاه، فرمانده كل قواى عثمانى ، عزم قطعى بر اعدام عبدالبهاء و هدم مراكز بهائى در عكا و حیفا گرفت .

برخى مورخان ، منشاء این تصمیم را روابط پنهان عبدالبهاء با قشون انگلیس كه تازه در فلسطین مستقر شده بود، مى دانند. لرد بالفور بلافاصله به سالار سپاه انگلیس در فلسطین دستور داد تا با تمام قوا در حفظ عبد البهاء و بهائیان بكوشد. پس از تسلط سپاه انگلیس بر حیفا، عبد البهاء براى امپراتور انگلیس ، ژرژ پنجم ، دعا كرد و از اینكه سراپرده عدل در سراسر سرزمین فلسطین گسترده شده به درگاه خدا شكر گزارد. پس از استقرار انگلیسى ها در فلسطین ، عبد البهاء در سال 1340 ق . درگذشت و در حیفا به خاك سپرده شد. در مراسم خاكسپارى او نمایندگانى از دولت انگلیس حضور داشتند و چرچیل ، وزیر مستعمرات بریتانیا، با ارسال پیامى مراتب تسلیت پادشاه انگلیس را به جامعه بهائى ابلاغ كرد



اسلام علیک یا ام ابیها

سالروز شهادت مادر امت فاطمه زهرا را به تمام مسلمانان به ویژه حضرت ولی عصر که در این روز  صاحب عزا است تسلیت عرض مینمایم.

شهادت مظلومانه و جانگداز حضرت ام الائمه صدیقه كبری فاطمه زهرا (س) به روایتی 75 روز پس از رحلت پیامبر (ص) در مدینه واقع شده است.

در شب چهاردهم، امیرالمؤمنین (ع) به همراه جمعی قلیل از گل‌های سرسبد اصحاب، پیكر مطهر صدیقه كبری (ص) را به خاك سپردند.
به سند صحیح از حضرت صادق (ع) روایت شده است كه حضرت فاطمه (ص) 75 روز بعد از پیامبر (ص) زنده بود. بنا بر مشهور كه وفات آن حضرت در 28 صفر باشد، شهادت حضرت صدیقه (ص) در 13 یا 14 یا 15 جمادی‌الاولی می‌شود.
در این سه روز زیارت آن حضرت مناسب است.



در هر حال ، پس از باب عموم بابیه به جانشینى میرزا یحیى معروف به صبح ازل معتقد شدند و چون در آن زمان یحیى بیش از نوزده سال نداشت ، میرزا حسینعلى زمام كارها را در دست گرفت .امیر كبیر براى فرونشاندن فتنه با بیان از میرزا حسینعلى خواست تا ایران را به قصد كربلا ترك كند، و او در شعبان 1267 به كربلا رفت ؛ اما چند ماه بعد، پس از بركنارى و قتل امیركبیر در ربیع الاول 1268 و صدارت یافتن میرزا آقاخان نورى ، به دعوت و توصیه شخص اخیر به تهران بازگشت . در همین سال تیراندازى با بیان به ناصرالدین شاه پیش آمد و بار دیگر به دستگیرى و اعدام بابیها انجامید، و چون شواهدى براى نقش حسینعلى در طراحى این سوء قصد وجود داشت ، او را دستگیر كردند.اما حسینعلى به سفارت روس ‍ پناه برد و شخص سفیر از او حمایت كرد. سرانجام با توافق دولت ایران و سفیر روس ، میرزا حسینعلى به بغداد منتقل شد و بدین ترتیب بهاء الله با حمایت دولت روس از مرگ نجات یافت . او پس از رسیدن به بغداد نامه اى به سفیر روس نگاشت و از وى و دولت روس براى این حمایت قدردانى كرد. در بغداد كنسول دولت انگلستان و نیز نماینده دولت فرانسه با بهاء الله ملاقات كردند و حمایت دولتهاى خویش را به او ابلاغ كردند و حتى تابعیت انگلستان و فرانسه را نیز پیشنهاد نمودند.

والى بغداد نیز با حسینعلى با بیان با احترام رفتار كرد و حتى براى ایشان مقررى نیز تعیین شد. میرزا یحیى كه عموم بابیان او را جانشین بلامنازع باب مى دانستند، با لباس درویشى مخفیانه به بغداد رفت و چهار ماه زودتر از بهاء الله به بغداد رسید. در این هنگام بغداد ، كربلا و نجف مركز اصلى فعالیتهاى بابیان شد و روز به روز بر جمعیت ایشان افزوده مى شد. در این زمان برخى از بابیان ادعاى مقام ((من یظهر اللهى )) راساز كردند. مى دانیم كه على محمد باب به ظهور فرد دیگرى پس از خود بشارت داده بود و او را ((من یظهر الله )) نامیده بود و از بابیان خواسته بود به او ایمان بیاورند. البته از تعبیرات وى برمى آید كه زمان تقریبى ظهور فرد بعدى را دو هزار سال بعد مى دانسته است ، بویژه آنكه ظهور آن موعود را به منزله فسخ كتاب بیان خویش ‍ مى دانسته است . اما شمارى از سران بابیه به این موضوع اهمیت ندادند و خود را ((من یظهره الله )) یا )) موعود بیان )) دانستند.



 

با تشکر از شما خوانندگان گرامی که طی یک سال اخیر با حمایت شما توانستیم هر هفته جمعه شبها با ارائه برگه هایی با موضوع مهدویت، فرهنگ مهدویت را در مقطع کمی گسترش دهیم..به امید اینکه  با موضوع هایی همچون شناخت امام عصر ، منتظر واقعی ، انتظار و .....  توانسته باشیم تعجیلی در فرج امام عصر (عج) انجام داده باشیم و با توجه به حدیثی که پیامبر می فرمایدهرکس امام زمان خویش را نشناسد و از دنیا برود با مرگ جاهلیت مرده است.) وظیفه هر مومن این است که امام زمان خویش که در عصر ما امام مهدی (عج)است را بشناسد. در سال جدید میخواهیم شما را با فرقه های جدید که در ایران هم نیز گسترش یافتن و تعدادی به این فرقه ها جذب شده اند آشنا کنیم ،که میتوانیم راس این فرقه ها را انگلستان و آمریکا دانست و از جمله این فرقه ها  بهایت است که از این شماره به شناختن این فرقه می پردازیم.

فرقه بهائیت ، منشعب از فرقه بابیه است . بنیان گذار آیین بهائیت ، میرزا حسینعلى نورى معروف به بهاءالله است ، و این آیین نیز نام خود را از همین لقب برگرفته است . پدرش از منشیان عهد محمد شاه قاجار و مورد توجه قائم مقام فراهانى بود و بعد از قتل قائم مقام از مناصب خود بركنار شد و به شهر نور رفت . میرزا حسینعلى در سال 1233 در تهران به دنیا آمد و آموزشهاى مقدماتى ادب فارسى و عربى را زیر نظر پدر و معلمان و مربیان گذراند. پس ‍ از ادعاى بابیت توسط سید على محمد شیرازى در شمار نخستین گروندگان به باب درآمد و از فعال ترین افراد بابى شد و به ترویج بابیگرى ، بویژه در نور و مازندارن پرداخت . برخى از برادرانش از جمله برادر كوچكترش میرزا یحیى معروف به (صبح ازل) نیز بر اثر تبلیغ او به این مرام پیوستند                                                        .  پس از اعدام على محمد باب به دستور امیر كبیر، میرزا یحیى ادعاى جانشینى باب را كرد. ظاهراٌ یحیى نامه هایى براى على محمد باب نوشت و فعالیتهاى پیروان باب را توضیح داد. على محمد باب در پاسخ به این نامه ها وصیت نامه اى براى یحیى فرستاد و او را وصى و جانشین خود اعلام كرد. برخى گفته اند این نامه ها توسط میرزا حسینعلى و به امضاى میرزا یحیى بوده است و حسینعلى این كار و نیز معرفى یحیى به عنوان جانشینى باب را براى محفوظ ماندن خود از تعرض مردم انجام داده است و على محمد در پاسخ به نامه ها میرزا یحیى را وصى خود ندانسته بلكه به او توصیه كرده كه در سایه برادر بزرگتر خویش حسینعلى قرار گیرد. در هر حال ، پس از باب عموم بابیه به جانشینى میرزا یحیى معروف به صبح ازل معتقد شدند و چون در آن زمان یحیى بیش از نوزده سال نداشت ، میرزا حسینعلى زمام كارها را در دست گرفت.

 



امیرالمؤ منین و علائم قیام قائم علیهما السلام برگرفته از كتاب : نشانه هاى ظهور سلمان فارسى مى گوید: آمدم خدمت حضرت امیرالمؤ منین علیه السّلام عرض كردم قائم از فرزندان شما كى قیام مى كند؟ آن حضرت آهى كشیده ، فرمودند: لایظهر القائم حتى یكون امور الصبیان و یضیع حقوق الرحمن و یتغنى بالقرآن فاذا قتلت ملوك بنى العباس اولى العمى و الالتباس اصحاب الرمى عن الاقواس بوجوه كالتراس و خربت البصرة هناك یقوم القائم من ولد الحسین علیه السّلام . قائم ظاهر نمى شود تا اینكه چند نشانه به وجود آید: 1. كارها به دست نوجوانان و افراد ناآگاه قرار گیرد. 2. حقوق خداوند رحمان (احكام دین خدا) ضایع گردد. 3. قرآن را با تغنى (به غنا) بخوانند. 4. پادشاهان بنى عباس كه از دیدن حق محروم ، و از شناخت آن ناتوانند، به دست تیراندازان و كماندارانى كشته شوند، كه صورتهایشان همانند سپر مى باشد (منظور مغولها هستند كه در نهج البلاغه - خطبه 128 - از آنها ((المجان المطرقة )) یعنى : سپرهاى چكش خورده ، تعبیر شده است ). 5. بصره خراب گردد. در این موقع قائم ما از فرزندان امام حسین علیه السّلام قیام مى كند. از امام امیرالمؤ منین و نیز از حضرت صادق و حضرت باقر علیهم السلام نقل شده است كه فرموده اند: و یحا للطالقان فان لله فیها كنوزا لیست من ذهب ولا فضة ولكن بها رجال عرفواالله حق معرفته و هم انصار المهدى فى آخر الزمان . خوشا به حال مردم طالقان كه در اجتماع و منطقه آنان براى خداوند متعال گنجهایى است كه از طلا و نقره نیست ، اما مردانى هستند كه به درستى خداوند را شناخته اند و اینان از یاوران حضرت مهدى روحى له الفداء در آخر الزمان هستند (به راستى خوشا به حال آنها). حضرت امام امیر المومنین و وسایل نقلیه زمان حكومت حضرت مهدى (ع ) امام امیر المومنین (ع ) درباره وسایل نقلیه دوران جهانگیرى حضرت بقیه الله روحى له لفدا چنین مى فرماید: (( ثم یامر المهدى بالنشاء مراكب یبنى اربعمائه سفینه فى ساحل عكا و یوافى المهدى طرطوس فیفتحها و یتقدم الى انطاكیه فیفتحها و یهاجم القسطنطنیه فیفتحها و یتوجه الى بلاد الروم فیفتح رومیه مع اصحابه .)) (85) آنگاه حضرت مهدى (ع ) امر مى فرمایند مركبهاى سوارى بسازند و در كرانه عكا چهار صد كشتى ساخته مى شود و به طرف طرطوس 86) به حركت در مى آیند و آنجا را فتح مى كند و از طرطوس به سمت انطاكیه مى رود، آنجا را هم فتح مى كند و از انطاكیه به طرف قسطنطنیه (87) هجوم مى آورد، آن سرزمین را هم فتح مى كند و به جانب بلاد روم (كشورهاى غربى ) حركت مى كند و همه آن كشورها را مسخر مى نماید (اللهم عجل فرجه ) .


تعداد صفحات : 5

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |