تبلیغات
مهدویت و آخرالزمان - مطالب دی 1391
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
آیا به نظر شما اسم وبلاگ رو تغیر بدهیم؟




آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

خدایا ناتوانتر از آنم که بتوانم تورا با زبان قاصر و الکنم وبا اعضا و جوارح ناتوانم بستایم ! اما در حد توانم و با تمام وجودم سپاس و ستایشی که در حد تو و سزاوار و برازنده حضرتت باشد تورا سپاسگذارم بخاطر تمامی نعمات ظاهری و باطنی ات که به ما ارزانی داشته قبل از آنکه استحقاق داشتنش را داشته باشیم.
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها


[مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ]

[ Designed By Ashoora.ir ]
مهدویت و آخرالزمان

پرسش:
در حدیثی می خوانیم: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.» منظور از این شناخت، چه نوع شناختی است و در شکل گیری باور و رفتار ما چه نقشی دارد؟


پاسخ:
1. مراد از شناخت، می تواند شناخت ظاهری و معمولی باشد. از آن جا که پایداری و استواری و کمال دین به وجود امام وابسته است، لازم است امام از نظر قوم و قبیله و ویژگی های دیگر به خوبی شناخته شود.

همچنین این شناخت می تواند شناختی معنوی باشد. در شناخت معنوی نیز شناخت حقیقت وجودی امام، جایگاه و بزرگی مقام و ولایت الهی او، شناخت راه و روش و سیره و اخلاقش و الگو قرار دادن وی در عبودیت و بندگی خدا مورد نظر است.
در این نوع شناخت، به دیدن امام نیازی نیست، بلکه با دلایل عقلی و نقلی می توان نسبت به امام شناخت پیدا کرد. پس اینکه گفته می شود شناخت امامی که از دیده ها پنهان است، ممکن نیست، سخنی بی معناست. چه بسیار افرادی که امامان معصوم علیهم السلام را با چشم خود دیدند و کرامت های آنها را درک کردند، ولی همچنان کافر و گمراه ماندند.

2. شناخت امام در شکل گیری باور و رفتار انسان نقش و اثر فراوانی دارد. این اثرپذیری به چند دلیل است:
الف) بنا بر احادیث بی شمار، معرفت خدا به طور صحیح و کامل، بدون معرفت امام حاصل نمی شود. در روایتی آمده است از حضرت سیدالشهدا علیه السلام پرسیدند:
فَما مَعْرِفَة اللّهِ؟ قال: مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمانٍ إمَامَهُمُ الّذی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طاعتُهُ؛ شناخت خدا چیست؟ حضرت فرمود: «معرفت اهل هر زمانی نسبت به امامشان که اطاعت او برایشان واجب است».1
علامه مجلسی می نویسد:
شاید تفسیر «معرفت خدا» به «معرفت امام»، برای بیان این نکته باشد که معرفت خدا حاصل نمی شود، مگر از راه [شناخت] امام یا برای بیان اینکه انتفاع و استفاده از معرفت خدا به معرفت امام مشروط است.2
ب) یکی از اسباب کمال معرفت، اطاعت از خداست که هر چه شخص عارف بیشتر در میدان عمل حرکت کند و عبادت و اطاعتش افزون تر گردد، شناختش بیشتر می شود و مددهای غیبی بیشتری به او می رسد. شناخت امام نیز این گونه است. هر چه این شناخت بیشتر شود، شوق و رغبت به عبادت و اطاعت الهی در انسان افزون تر می شود، به گونه ای که همه انگیزه های غیرالهی در انسان بی اثر می شود. ازاین رو، چون اطاعت و عبادت خدا و چگونگی آن، بدون دریافت برنامه و راه کار از امام و اطاعت از وی حاصل نمی شود، این مرتبه از معرفت کامل که خود نیز مراتبی دارد، بدون معرفت امام محقق نخواهد شد.
ج) بیشترین سود شناخت خدا و اثر آن، در اعمال انسان ظاهر می شود و از میزان الزام فرد به اطاعت الهی و پیروی و فرمان بری او از آموزه های الهی می توان به معرفتش پی برد و مظهر کامل این معرفت، اطاعت از خلیفة اللّه و امام است که در گرو معرفت خدا است. البته خود معرفت را نیز می توان نوعی اطاعت خدا دانست.

______________________________
_______________________
پی نوشتها:
1. بحارالانوار، ج 5، ص 312
2. همان


پرسش: 
در حدیثی می خوانیم: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.» منظور از این شناخت، چه نوع شناختی است و در شکل گیری باور و رفتار ما چه نقشی دارد؟

پاسخ: 
1. مراد از شناخت، می تواند شناخت ظاهری و معمولی باشد. از آن جا که پایداری و استواری و کمال دین به وجود امام وابسته است، لازم است امام از نظر قوم و قبیله و ویژگی های دیگر به خوبی شناخته شود.
همچنین این شناخت می تواند شناختی معنوی باشد. در شناخت معنوی نیز شناخت حقیقت وجودی امام، جایگاه و بزرگی مقام و ولایت الهی او، شناخت راه و روش و سیره و اخلاقش و الگو قرار دادن وی در عبودیت و بندگی خدا مورد نظر است.
در این نوع شناخت، به دیدن امام نیازی نیست، بلکه با دلایل عقلی و نقلی می توان نسبت به امام شناخت پیدا کرد. پس اینکه گفته می شود شناخت امامی که از دیده ها پنهان است، ممکن نیست، سخنی بی معناست. چه بسیار افرادی که امامان معصوم علیهم السلام را با چشم خود دیدند و کرامت های آنها را درک کردند، ولی همچنان کافر و گمراه ماندند.

2. شناخت امام در شکل گیری باور و رفتار انسان نقش و اثر فراوانی دارد. این اثرپذیری به چند دلیل است:
الف) بنا بر احادیث بی شمار، معرفت خدا به طور صحیح و کامل، بدون معرفت امام حاصل نمی شود. در روایتی آمده است از حضرت سیدالشهدا علیه السلام پرسیدند:
فَما مَعْرِفَة اللّهِ؟ قال: مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمانٍ إمَامَهُمُ الّذی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طاعتُهُ؛ شناخت خدا چیست؟ حضرت فرمود: «معرفت اهل هر زمانی نسبت به امامشان که اطاعت او برایشان واجب است».1
علامه مجلسی می نویسد:
شاید تفسیر «معرفت خدا» به «معرفت امام»، برای بیان این نکته باشد که معرفت خدا حاصل نمی شود، مگر از راه [شناخت] امام یا برای بیان اینکه انتفاع و استفاده از معرفت خدا به معرفت امام مشروط است.2
ب) یکی از اسباب کمال معرفت، اطاعت از خداست که هر چه شخص عارف بیشتر در میدان عمل حرکت کند و عبادت و اطاعتش افزون تر گردد، شناختش بیشتر می شود و مددهای غیبی بیشتری به او می رسد. شناخت امام نیز این گونه است. هر چه این شناخت بیشتر شود، شوق و رغبت به عبادت و اطاعت الهی در انسان افزون تر می شود، به گونه ای که همه انگیزه های غیرالهی در انسان بی اثر می شود. ازاین رو، چون اطاعت و عبادت خدا و چگونگی آن، بدون دریافت برنامه و راه کار از امام و اطاعت از وی حاصل نمی شود، این مرتبه از معرفت کامل که خود نیز مراتبی دارد، بدون معرفت امام محقق نخواهد شد.
ج) بیشترین سود شناخت خدا و اثر آن، در اعمال انسان ظاهر می شود و از میزان الزام فرد به اطاعت الهی و پیروی و فرمان بری او از آموزه های الهی می توان به معرفتش پی برد و مظهر کامل این معرفت، اطاعت از خلیفة اللّه و امام است که در گرو معرفت خدا است. البته خود معرفت را نیز می توان نوعی اطاعت خدا دانست.

_____________________________________________________
پی نوشتها:
1. بحارالانوار، ج 5، ص 312
2. همان

@[347193288697967:274:منتظران مصلح]


دلم هوای تو کرده، هوای آمدنت
صدای پای تو می آید، صدای آمدنت

بهار با تو می آید به خانه ی دل ما
قدم به خانه ی ما نِه، صفای آمدنت

بیا که خوانده برایم از کودکی مادر
همیشه در دل شب، قصه های آمدنت

دگر ز روز و شب و ماه و سال بگذشته
تمام عمر نشستم به پای آمدنت

چقدر وعده ی وصل تو را به دل بدهم
چقدر...

**
دلم هوای تو کرده، هوای آمدنت
صدای پای تو می آید، صدای آمدنت

بهار با تو می آید به خانه ی دل ما
قدم به خانه ی ما نِه، صفای آمدنت

بیا که خوانده برایم از کودکی مادر
همیشه در دل شب، قصه های آمدنت

دگر ز روز و شب و ماه و سال بگذشته
تمام عمر نشستم به پای آمدنت

چقدر وعده ی وصل تو را به دل بدهم
چقدر...

**


اندیشه مهدویت و آسیب ها(1)


مقوله مهم مهدویت، به دلیل اثرات بسیار حیاتبخش و بهجت‏زایی كه دارد؛ در معرض خطرات و آسیب‏هایی است. نوشتار حاضر بدنبال طرح برخی آسیب‏ها، با ذكر پیامدها و خاستگاه هر یك بوده و در پایان به مبارزه و درمان آن همّت گمارده است؛ این آسیب‏ها به قرار ذیل‏اند:
1. برداشت‏هایی انحرافی از مقوله انتظار فرج؛
2. افراط و تفریط در ارائه چهرة مهر و قهر از امام عصر(عج)؛
3. طرح مباحث غیرضروری؛
4. شتابزدگی و تعجیل؛
5. توقیت و تعیین وقت ظهور؛
6. تطبیق نادرست نشانه‏های ظهور؛
7. افراط و تفریط در تبیین مفهوم غیبت؛
8. ملاقات گرایی؛
9. آرزوگرایان بی عمل؛
10. عاشق نمایان دنیاخواه؛
11. مدعیان دروغین مهدویت و نیابت خاصه و عامه؛
12. عدم پیروی از ولایت فقیه و نواب عام؛
13. فعالیت‏های غرب و مستشرقان.



برچسب ها :
صحیفه امام ,  اندیشه مهدویت ,  عاشق ,  فرج ,  فصلنامه انتظار ,  حكومت , 

خانواده منتظر در برابر خانواده مبتذل



خانواده منتظر در برابر خانواده مبتذل

 



 

فرهنگ انتظار در برابر فرهنگ ابتذال

یکی از مهمترین خصوصیات دوره غیبت امام عصر (ع) وجود تعارضات و فتنه های فرهنگی اخلاقی و دینی و رواج و تکثیر انواع مکاتب و باندهای ضد اخلاقی و ضد خانواده است. در این دوره ناهنجاری ها و قانون شکنی های دینی، بی حیایی (1) و سنت شکنی ملی رواج می یابد و هویت فردی، خانوادگی و اجتماعی افراد و جوامع در مخاطره ی شدید قرار می گیرد. یکی از بدترین حملات و تخریب ها در این دوره، متوجه کانون خانه و خانواده است و گروهها و مکاتب فاسد در این خصوص پایه گذاری می گردد.
یکی از شایعترین مکاتب امروزی در جهان غرب که در دنیای شرق و در بین مسلمین نیز بی تأثیر نبوده، نهضت فمینیستی و در کنار آن شیطان پرستی با شاخه های گوناگون خود می باشد. اساسی ترین هدف این گروهها و باندها فروپاشی نهاد خانواده و ایجاد گسست فرهنگی بین نسلهای گذشته و حال و آینده و تکثیر و تولید نسلهای آلوده وغیر قانونی و ترویج شهوت پرستی و خطاکاری و استحاله فرهنگی در کارکرد زن و مرد و نظام خانواده و خانه داری است.
آنان برای تحقق استحاله فرهنگی تلاش می کنند تا انسانها را از مدار فطرت و قانون طبیعت خارج نمایند و عصیان و تمرد در برابر خدا، قانون، نظم و خانواده و اصالتهای آن را نهادینه و عادی نمایند و در یک کلام فرهنگ ابتذال را جانشین فرهنگ و تمدن و اخلاق اصیل نمایند. در روایات اهل بیت(ع) این دوران و شاخصه های آن پیش بینی شده است و به عنوان هشدار و ایجاد آماده باش از آن خبر داده شده است.
از مؤلفه های خانواده های مهدی باور، شناخت آسیب ها و آفات این دوره و حفاظت و تنزّه از آنها بویژه در موضوع خانه و خانواده و جایگزینی فرهنگ «انتظار» در برابر فرهنگ «ابتذال» است.
در روایات اهل بیت (ع) ناهنجاری خانوادگی دوره آخرالزمان و دوران غیبت تبیین شده تا محبّان اهل بیت (ع) با مراقبت شدید، خانواده های خود را از اینگونه آسیب ها محافظت نمایند.



برچسب ها :
فرهنگ ,  فرهنگ انتظار ,  انتظار ,  مهدویت ,  راسخون ,  غیرت ,  آخرازمان , 

الگوهای حسینی در ایجاد انتظار مهدوی



الگوهای حسینی در ایجاد انتظار مهدوی




 

چکیده:

این مقاله با روش مروری - تحلیلی (**) و استنباطی درصدد توصیف خصوصیات یاران حسین بن علی (ع) برآمده و سعی نموده است تا با عنایت به این خصوصیات، الگوهای کاربردی در ایجاد انتظار مهدوی را ترسیم نماید.
سؤال های اصلی تحقیق عبارت اند از:
1. خصوصیات یاران حسین بن علی (علیه السلام) چگونه است؟
2. الگوهای برگرفته از حرکت عاشوراییان برای منتظران مهدی (عج) چیست؟
چگونگی الگوگیری از اهل بیت (علیهم السلام) در زندگی مسأله ای مهم است، عده ای چنین می اندیشند که این امر مورد دسترسی نیست، چگونه ممکن است از انسان معصوم در زندگی الگو گرفت؟!
تربیت براساس الگوگیری از انسان کامل، مطمئن ترین شیوه ی تربیتی است و به انسان راه رشد و تعالی را نشان می دهد، در حقیقت با تبعیت از الگوهای برگرفته از سیره ی معصومان (ع) انسان به تعالی و رشدی که خداوند از او انتظار دارد می رسد.
با بررسی گزارش های تاریخی و تحقیق و تفحص پیرامون یاران حسین بن علی (ع) در می یابیم که بندگی خدا، راه شناسی و راهبرشناسی، تبعیت مطلق از امام زمان، عشق و دلسپردگی به او (سلام الله علیها)، مسئولیت شناسی، وظیفه مداری، پرکاری و کم توقعی، سبقت جویی در مسیر خدمتگزاری، وفاداری، شهادت طلبی، مهرورزی و محبت، حماسه آفرینی و شجاعت، همه از خصوصیات عاشوراییان است که در مکتب حسین بن علی (علیه السلام) تربیت شده اند و همگی می توانند الگوهای رفتاری و عملی منتظران مهدی (عج) را ترسیم نمایند.
واژگان کلیدی:
عاشورا، عبودیت، احیاگری، پیرو، انتظار، منتظر.