اندیشه مهدویت و آسیب ها(1)


مقوله مهم مهدویت، به دلیل اثرات بسیار حیاتبخش و بهجت‏زایی كه دارد؛ در معرض خطرات و آسیب‏هایی است. نوشتار حاضر بدنبال طرح برخی آسیب‏ها، با ذكر پیامدها و خاستگاه هر یك بوده و در پایان به مبارزه و درمان آن همّت گمارده است؛ این آسیب‏ها به قرار ذیل‏اند:
1. برداشت‏هایی انحرافی از مقوله انتظار فرج؛
2. افراط و تفریط در ارائه چهرة مهر و قهر از امام عصر(عج)؛
3. طرح مباحث غیرضروری؛
4. شتابزدگی و تعجیل؛
5. توقیت و تعیین وقت ظهور؛
6. تطبیق نادرست نشانه‏های ظهور؛
7. افراط و تفریط در تبیین مفهوم غیبت؛
8. ملاقات گرایی؛
9. آرزوگرایان بی عمل؛
10. عاشق نمایان دنیاخواه؛
11. مدعیان دروغین مهدویت و نیابت خاصه و عامه؛
12. عدم پیروی از ولایت فقیه و نواب عام؛
13. فعالیت‏های غرب و مستشرقان.

پیش در آمد

هر امر مهمی به نسبت اهمیتش، در معرض خطرها و آسیب‏هایی است.مقوله مهم مهدویت هم با اثرات بسیار حیاتبخش و بهجت زای خود كه كمترین آن‏ها، امید به آینده و سر فرو نیاوردن در مقابل حوادث، ستم‏ها و سختی‏هاست، از این قاعده مستنثی نیست.
آنچه بدنبال طرح آنیم؛ آسیب‏هایی است كه پیش از ظهور و در دوران غیبت رخ می‏نماید. سخن از آسیب‏های دیگر مانند آنچه در مقابل جریان قیام مهدوی رخ می‏نماید، را به وقتی دیگر وا می‏گذاریم.
هدف این نوشتار، بررسی برخی آسیب‏ها با تبیین آثار و خاستگاه هر یك است تا راه مبارزه و درمان آنها روشن گردد.
1. برداشت‏های انحرافی از مقوله انتظار فرج
1ـ1ـ برخی انتظار فرج را در دعا برای فرج، امر به معروف و نهی از منكرهای جزئی منحصر دانسته و بیش‏تر از آن، وظیفه‏ای برای خویش قائل نیستند.
1ـ2ـ گروهی دیگر، حتی امر به معروف و نهی از منكرهای جزئی را نیز بر نمی‏تابند. چون معتقدند در دوران غیبت، كاری از آن‏ها بر نمی‏آید و تكلیفی به عهده ندارند، و امام زمان(ع) خود، هنگام ظهور كارها را اصلاح می‏كند.
1ـ3ـ پندار گروه سوم چنین است كه جامعه بایستی به حال خود رها شود و كاری به فساد آن نباید داشت تا زمنیه ظهور ـ كه دنیایی پر از ظلم و فساد است ـ فراهم آید.
1ـ4ـ گروه چهارم، انتظار را چنین تفسیر می‏كنند: نه تنها نباید جلوی مفاسد و گناهان را گرفت، بلكه بایستی به آن‏ها دامن زد تا زمینه ظهور حضرت حجّت هر چه بیش‏تر فراهم گردد.
1ـ5‏ـ دیدگاه پنجم، هر حكومتی را به هر شكل ، باطل و برخلاف اسلام می‏داند و
می‏گوید: ((‏هر اقدامی برای تشكیل حكومت در زمان غیبت، خلاف شرع و مخالف نصوص و روایات معتبر است)) به این استدلال كه در روایات آمده است: ((‏هر عَلَم و پرچمی قبل از ظهور قائم(ع) باطل است.))[1]

پیامدها:

پیش از طرح منشأ و علل چنین دیدگاه‏هایی، لازم است برخی از پیامدهای این نظریات گفته شود تا مشخص گردد كه چرا این برداشت‏ها، برداشت انحرافی (انتظار تلخ یا منفی) نامیده می‏شود:
1- قانع بودن به وضع موجود و عدم كوشش برای تحقق وضعی برتر
2- عقب ماندگی توده
3- تسلّط بیگانگان و زبونی در مقابل آن‏ها (نبودن استقلال و آزادی)
4- ناامیدی و پذیرش شكست در حوزه فرد و اجتماع
5- ناتوانی دولت و نابسامانی كشور
6- فراگیر شدن ستم و انفعال و بی تحرّكی در مقابل ظلم
7- قبول ذلّت و بدبختی در حوزه فرد و اجتماع
8- تنبلی و بی‏مسؤولیتی
9- مشكل‏تر ساختن حركت و قیام امام زمان(ع) چرا كه هر چه فساد و تباهی بیش‏تر شود، كار امام(ع) در مبارزه سخت‏تر و طولانی می‏گردد
10- تعطیلی محتوای بسیاری از آیات و روایات مانند: امر به معروف و نهی از منكر، سیاست داخلی و خارجی، چگونگی برخورد با كفار و مشركان، دیه، حدود، دفاع از محرومان عالم و... .

خاستگاه

منشأ برداشت‏های انحرافی عبارت است از:
1- كوته فكری و عدم بصیرت كافی نسبت به دین
2- انحرافات اخلاقی (برخی از قائلان دیدگاه دوم)
3- انحرافات سیاسی(برخی از قائلان دیدگاه چهارم و پنجم)
4- توهم این‏كه امام زمان(ع) كارها را به وسیله اكراه و اجبار یا فقط از طریق معجزه انجام می‏دهد؛ پس نیاز به مقدمات و زمینه‏سازی نیست.
5- توهم این‏كه غیر از امام زمان(ع) هیچ كس نمی‏تواند همه فسادها و تباهی‏ها را به صورت كامل بر چیند و تمامی خیرها و صلاح‏ها را در همه ابعاد و زمنیه‏ها حاكم سازد؛ پس كاری از دیگران بر نمی‏آید.
6- هدف، وسیله را توجیه می‏كند: ((‏الغایات تبرّر المبادی؛ هدف‏ها، وسیله‏های نامشروع را مشروعیت می‏بخشد.)) پس بهترین كمك به تسریع در ظهور و بهترین شكل انتظار، ترویج و اشاعة فساد است.
7- عدم فهم صحیح روایت‏هایی كه ظلم و جور آخرالزمان را مطرح می‏كنند و این اشتباه كه پس بایستی، یا كاری به فساد و تباهی نداشت و در قبال آن، موضعِ بی طرفی اتخاذ كرد (دیدگاه چهارم) یا حتی دیگران را به گناه فرا خواند (دیدگاه پنجم).
8- جدای از مسایل سیاسی و اهل سیاست كه به دنبال ركود جوامع اسلامی‏اند، عدم فهم روایات ((‏بطلان هر عَلَمی قبل از ظهور)) نیز، زمینه ساز دیدگاه پنجم است.

مبارزه و درمان

قبل از پاسخ تفصیلی به دیدگاه‏ها و علل اشتباهات، چند نكته را كه در حل زیربنایی مطالب مذكور مفید است، یادآوری می‏كنیم:
1- علم و بصیرت در دین، در مقابل كج اندیشی‏ها و برداشت‏های غلط
2- تقوا در مقابل هوی و هوس
3- علم و بصیرت در حوزه سیاست و اجتماع برای تشخیص دوستان و دشمنان و روشن شدن عملكرد سیاست بازان
4- تبیین و روشنگری اندیشمندان و علما در حوزه مسائل دینی و سیاسی و اجتماعی
5- پیروی از علمای راستین كه مصداق نایبان عام امام زمانند
6- به حاشیه راندن تفكرات متحجرانه و جمودگرا.

پاسخ تفصیلی:

1. حركت امام زمان(ع) مانند امور دیگر، روال طبیعی دارد و قرار نیست همه امور، معجزه آسا صورت پذیرد. امام صادق(ع) فرمود:
((‏لو قد خرج قائمنا(ع) لم یكن الا العلق و العرق و النوم علی السروج[2]؛ قائم ما كه قیام كند، جز عرق ریختن و خواب (از فرط خستگی و مبارزه پی در پی ) بر روی زین‏ها نیست)).
2. قیام امام زمان(ع) زمینه سازی و آمادگی می‏طلبد. چنان‏كه در روایات، عده‏ای
به عنوان زمینه‏سازان حكومت مهدی(ع) نام‏برده شده‏اند: ((‏فیُوطِئُون لِلمهدیّ یَعنی سُلطانه)).[3] در روایات دیگر، در توصیف منتظران واقعی آمده است:
انّ اهل زمان غیبته و القائلین بامامته والمنتظرین لظهوره افضل من اهل كل زمان... اولئك المخلصون حقّاً و شیعتنا صدقاً و الدُّعاة الی دین الله سرّاً و جهراً[4]. ...آنان خستگی ناپذیر، در آشكار و نهان دیگران را به دین خدا فرا می‏خوانند.
3. اگر اصلاح به صورت كامل مقدور نیست، اصلاح در حد توان، ساقط نشده است.
آب دریا را اگر نتوان كشید
هم به قدر تشنگی باید چشید
4. این دیدگاه ((‏هدف، وسیله را توجیه می كند)) از نظر دین كاملا اشتباه است؛ زیرا همان طور كه حكومت حضرت مهدی(ع) ریشه كن كننده ظلم و جور و برپا كننده عدل است و از قلدری و قساوتْ تهی می‏باشد، راه پیدایش این مقصود نیز بایستی چنین باشد: از ظلم و جور دور، از قساوت و قلدری بركنار و از دروغگویی و ریاكاری خالی باشد. قداستْ مجوّز گناه نمی‏شود؛ چرا كه گناه جز گناه نمی‏زاید و با ظلم نمی‏شود عدل به پا كرد و با عقیدة انتقام نمی‏توان دادگری كرد.[5]
5. بدیهی است كه لازم نیست همه مردم ظالم یا فاسد گردند تا ((‏ظلم فراگیر)) به وجود آید. آری، نگاهی كوتاه و گذرا به جهان نشان می‏دهد كه ظلمْ عالم را فرا گرفته است، عده‏ای ظالمند و بسیاری مظلوم. از طرفی هیچ منافاتی ندارد كه در كنار این ظلم وجور، دوستان و منتظران آن حضرت با زمینه سازی مثبت و آینده‏ساز، در اندیشه مقدمه چینی برای انقلاب جهانی ایشان باشند. پس ظلم و فساد به صورت نسبی در جهان شیوع دارد. امام صادق(ع) می‏فرماید:
((‏...لاوالله لایأتیكم حتّی یشقی من شقی و یسعد من سعد[6]؛
این امر (فرج) تحقق نمی‏پذیرد تا این‏كه هر یك از شقی و سعید به نهایت كار خود برسند)).
پس سخن در این است كه گروه سعادتمند و شقاوتمند هر كدام باید به نهایت كار خود برسند. نه این‏كه ((‏سعید))ی در كار نباشد و فقط اشقیا به منتها درجه شقاوت برسند.
از سوی دیگر، بدیهی است كه آیات و روایات ما را به مبارزه با ظلم و ستم فرا خوانده‏اند. پیامبر گرامی اسلام فرموده‏اند:
یكون فی آخر الزمان قوم یعملون المعاصی و یقولون انّ الله قد قدرها علیهم، الرادّ علیهم كشاهر سیفه فی سبیل الله؛[7] در آخرالزمان، گروهی معصیت می‏كنند و می‏گویند: ((‏خدا برای آنان چنین مقدّر كرده است.)) (كنایه از جبر) كسی كه این‏ها را رد كند مانند كسی است كه در راه خدا شمشیر كشیده است.
6 . در مورد ((‏بطلان هر عَلَمی قبل از ظهور)) گفتنی است كه این روایات مانند احادیث دیگر لازم است بر قرآن، سنّت و عقل عرضه گردند تا مواردی مانند: ((‏حكومت))، ((‏تخصیص))، ((‏تخصّص)) و ((‏ورود)) و راه‏های دیگرِ جمع، اِعمال شود. حتی در روایات آمده است كه اگر روایتی مخالف صریح قرآن بود، بایستی كنار نهاده شود.
به هر حال آنچه آیات و روایات و عقل ما را به آن رهنمون می‏شوند، بطلان همه قیام‏ها، فعالیت‏ها و جریان‏های قبل از ظهور نیست، بلكه منظور از بطلان قیام و عَلَم در روایات، بطلان قیامی است كه به نام حضرت مهدی(ع) صورت گیرد ـ چنان كه قیام زید و امثال آن در روایات معتبر، تأیید شده‏اند[8] ـ به عنوان نمونه به ذكر روایاتی بسنده می‏كنیم:
امام كاظم(ع) فرمود:
رجل من اهل قم یدعو الناس الی الْحقِّ یجتمع معه قوم كزبر الحدید لاتزلّهم الریاح العواصف ولایملّون من الحرب ولا یجبنون وعلی الله یتوكلون والعاقبة للمتقین[9]؛ مردی از اهل قم، مردم را به حق دعوت می‏كند. طرفداران و یاران او، مردمی استوارند و آهنین كه از جنگ خسته نمی‏شوند و از دشمن نمی هراسند و تنها به خدا توكل می كنند و عاقبت نیز از آن كسانی است كه اهل تقوا هستند.
در روایت دیگر، امام باقر(ع) كشتگان مبارزان قبل از ظهور را به عنوان شهید یاد می‏كند: ((‏...قَتْلاهْم شُهَداء))[10].

دیدگاه صواب

در مقابل دیدگاه‏های مطرح شده، نگرش دیگری هم وجود دارد كه انتظار را به معنای فراهم آوردن زمینه‏های ظهور، ظلم‏ستیزی به مقدار توان و آمادگی برای ظهور حضرت
می‏داند. در این دیدگاه، فرد بایستی عالم را برای آمدن حضرت مهیا كند و نه تنها امر به معروف و نهی از منكر نماید، بلكه باید به دنبال تشكیل حكومت صالح و حفظ و حراست از كیان اسلامی نیز باشد.
حضرت امام(ره) در این باره می‏فرماید: البته پركردن دنیا از عدالت، این را ما
نمی‏توانیم بكنیم. اگر می‏توانستیم می‏كردیم. اما چون نمی‏توانیم باید ایشان بیایند. الان عالم پر از ظلم است، اگر ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، تكلیفمان است. ضرورت اسلام و قرآن [است] و... باید چنین كنیم. اما چون نمی‏توانیم باید او بیاید. اما باید فراهم كنیم كار را . فراهم كردن اسباب این است كه كار را نزدیك كنیم. كاری كنیم كه عالم مهیا شود برای آمدن حضرت.[11]
این‏هایی كه می‏گویند هر عَلَمی بلند شود و هر حكومتی، خیال كردند كه هر حكومتی باشد. این برخلاف انتظار فرج است. این‏ها نمی‏فهمند چه می‏گویند. این حرف‏ها را به این‏ها تزریق كردند، امّا خودشان نمی‏دانند دارند چه می‏گویند. نبودن حكومت، یعنی این‏كه همه مردم به جان هم بریزند. بكشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند، برخلاف نص آیات الهی رفتار كنند. ما اگر فرض كنیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار می‏زدیم. برای این‏كه برخلاف آیات قرآن است. اگر هر روایتی بیاید كه نهی از منكر نباید كرد، این را باید به دیوار زد. این گونه روایات قابل عمل نیست.[12]
شما باید زمینه را فراهم كنید برای آمدن او. فراهم كردن این است كه مسلمین را با هم مجتمع كنید. همه با هم بشوید. ان‏شاء الله ظهور می‏كند ایشان.[13]
اكنون كه دوران غیبت امام(ع) پیش آمده و بناست احكام حكومتی اسلام باقی بماند و استمرار پیدا كند و هرج و مرج روا نیست، تشكیل حكومت لازم می‏آید. عقل هم به ما حكم می‏كند كه تشكیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آورند، بتوانیم جلوگیری كنیم. اگر به نوامیس مسلمین تهاجم كردند، دفاع كنیم.[14]
از غیبت صغرا تا كنون كه هزار و چند صد سال می‏گذرد ـ و ممكن است صد هزار سال دیگر بگذرد و مصلحت اقتضا نكند كه حضرت تشریف بیاورند ـ در طول این مدت مدید، احكام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟! و هر كه هر كاری خواست بكند؟! و هرج و مرج است؟!
اعتقاد به چنین مطلبی یا اظهار آن‏ها بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است. هیچ كس نمی‏تواند بگوید دیگر لازم نیست از حدود و ثغور و تمامیت ارضی وطن اسلامی دفاع كنیم یا امروز مالیات و خرید و خراج و خمس و زكات نباید گرفته شود، قانون كیفری اسلام و دیات و قضا باید تعطیل شود. هر كه اظهار كند كه تشكیل حكومت اسلامی ضرورت ندارد منكر ضرورت اجرای احكام اسلام شده و جامعیت احكام و جاودانگی دین مبین اسلام را انكار كرده است.[15]
اكنون كه شخص معینی از طرف خدای تبارك و تعالی برای احراز امر حكومت در دوره غیبت تعیین نشده است، تكلیف چیست؟ آیا باید اسلام را رها كنید؟ دیگر اسلام نمی‏خواهیم؟ اسلام فقط برای دویست سال بود؟ یا این كه اسلام، تكلیف را معین كرده است، ولی تكلیف حكومتی نداریم؟ معنای نداشتن حكومت این است كه تمام حدود و ثغور مسلمین از دست برود و ما با بی‏حالی دست روی دست بگذاریم كه هر كاری می‏خواهند بكنند و ما اگر كارهای آنها را امضا نكنیم رد نمی‏كنیم. آیا باید این طور باشد؟[16]

نتیجه

دلایل عقلی و نقلی كه معیار درستی دیدگاه‏های متفاوت در انتظار فرج می‏باشند بیانگر مطالب زیر می‏باشند:
از سویی سخن آیات و روایات درباره امر به معروف و نهی از منكر، حدود، دیات، دفاع، جهاد،كمك به محرومان ، چگونگی برخورد با ظلم و عدم تسلیم در برابر ستم (مانند پیمان خداوند از دانشمندان كه بر شكم بارگی عده‏ای و گرسنگی عده‏ای دیگر آرام نگیرند و حق مظلومان را از ظالمان بستانند و ...)[17] و دیگر مواردی كه دین مورد تأكید قرار داده، ما را به انتظار مثبت رهنمون می‏شود.
از سوی دیگر، پیامبر درون یعنی عقل، نیز تكلیف ما را كاملاً مشخص نموده است:
الف) آیا می‏شود همة احكام و دستورهای الهی در دوران غیبت تا زمان ظهور، تعطیل و بدون متولی و مجری بماند؟ بدیهی است كسی بایستی عهده‏دار و حافظ شریعت الهی بوده و پناهگاه ایتام آل محمد(ص) باشد. بایستی به قدر توان كوشید و زمینه را فراهم كرد و عالم را برای آمدن حضرت مهیا نمود: ((‏فیوطئون للمهدیّ یعنی سلطانه)).[18]
ب) برنامه امام زمان(ع) بسیار عالی، امّا دشوار است؛ زیرا باید تمام جهان را اصلاح كند. از سوی دیگر، از روایات استفاده می‏شود كه امام زمان(ع) و یارانش به وسیلة جنگ و جهاد بر كفر و مادّیگری و بیدادگری غلبه می‏كنند و به واسطه نیروی جنگی، سپاه دشمن و طرفداران بی‏دینی و ستم را مغلوب می‏سازند.
با توجه به این دو مطلب، وظیفه مسلمانان این است كه:
اولاً: در اصلاح خود بكوشند و به اخلاق اسلامی آراسته گردند. وظایف فردی و احكام و دستورهای قرآن را عمل كنند.
ثانیاً: دستورهای اجتماعی اسلام را استخراج و بین خود به طور كامل اجرا كنند تا نتایج درخشان آن را عملاً در پیش جهانیان مجسم سازند.[19]
آری، منتظر مصلح، خود بایستی صالح باشد و كار بزرگ امام زمان(ع) انتظاری گسترده می‏طلبد و برنامه ریزی‏های كلان و جهانی: ((‏انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و باید كوشش كنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا كند و مقدمات ظهور ان‏شاءالله تهیه شود.))[20] *
2. افراط و تفریط در ارائه چهره مهر و قهر از امام عصر(عج)
انحراف دیگر، افراط و تفریط در تبیین قتل‏ها و درگیری‏های آغاز قیام است.
1-2. برخی هر گونه مبارزه و مجاهدت را از حضرت نفی می‏كنند و صرفا به دنبال حل معجزه آسای امورند و مهربانی حضرت را به معنای عدم اجرای هر گونه كیفری می‏دانند. این تفكر انحرافی در زمان خود اهل‏بیت :نیز وجود داشت:
معمر بن خلاد می‏گوید: نزد امام رضا(ع) سخن از حضرت قائم(ع) مطرح شد. حضرت فرمودند:
((‏... لو قد خرج قائمنا(ع) لم یكن الا العلق و العرق و النوم علی السّروج[21]؛ شما امروز سبكبال‏تر از آن زمانید. قائم كه قیام كند، جز عرق ریختن و خواب (از فرط خستگی و مجاهدت‏های پی در پی) روی زین‏ها نیست)).

پیامدها

1. عدم آمادگی و كوشش برای زمینه‏سازی ظهور.
2. امید كاذب كه بسیاری از افراد را در انجام وظایف سست می‏كند.

خاستگاه

1. معجزه آسا پنداشتن همه امور
2. عدم درك عمیق مهربانی حضرت كه با حكمت توأم است.
3. عدم نگاه جامع به دین (صریح آیات و روایات و سیره اهل‏بیت:).

مبارزه و درمان

علم و بصیرت در دین، بررسی آیات و روایات و سیره اهل‏بیت: به ویژه درك مطالب ذیل:
1. روشن شدن مسأله امداد غیبی و جایگاه آن در قیام.
2. بررسی رابطه حكمت و محبت، كه حكیم، مهربانی‏اش هم از حكمت او سرچشمه
می‏گیرد و حكمت هیچ‏گاه نمی‏پذیرد بر گرگ صفتان ـ كه خویی جز وحشیگری و جنایت ندارند و هیچ موعظه‏ای در آن‏ها اثر ندارد و به هیچ صراطی مستقیم نیستند ـ ترحم شود:
ترحم بر پلنگ تیزدندان
ستمكاری بود بر گوسفندان
2-2. دیدگاه دیگر، ارائه چهره‏ای خشن و وحشت آفرین است كه توأم با قتل و
خون‏ریزی می‏باشد. این مطلب با روح آیات و رسالت پیامبران و اوصیا: سازگاری ندارد.

پیامدها

1. ایجاد دلزدگی و نفرت نسبت به امام.
2. ترس و خوف از حضرت و عدم پذیرش امام به عنوان پدری مهربان.
3. ناامیدی از انجام اعمال صالح به جهت ترس از عدم پذیرش توسط امام، با این تصور كه اكثریت كشته خواهند شد و حضرت اعمال او را نیز نخواهد پذیرفت.
نتیجه این‏كه نفرت و خشونت و یأس، باعث عدم انگیزه برای درك و حتی تأمل درباره حضرت و راه و مرام او می‏گردد.

خاستگاه

1. عدم بصیرت كافی و نگاه جامع به دین.
2. عدم بررسی دلالی و سندی روایات.

مبارزه و درمان

1. با بررسی روایات روشن می‏گردد كه بسیاری از مطالب ارائه شده (قتل‏های آغازین، جوی خون، كشته شدن دو سوم مردم و ...) دچار اشكالات بسیار از ناحیه سند و دلالت می‏باشند.[22]
2. روشنگری توسط اندیشمندان:
الف) جنگ تنها با كسانی است كه جز زبان زور چیزی نمی‏فهمند، نه عموم مردم كه با جان و دل سراغ حضرت می‏آیند.
3. حضرت با مردم مهربان، بلكه مهربان‏ترین افراد است.
((‏جواد بالمال، رحیم بالمساكین، شدید علی العمال[23] . او نسبت به مال و دارایی، كریم و گشاده دست، با مسكینان، مهربان و با كارگزاران، سخت‏گیر است)).
در روایتی، امام رضا(ع) در بیان صفات امام معصوم فرمود: ((‏یكون اعلم الناس و احكم الناس و اتقی الناس و احلم الناس و اشجع الناس و اسخی الناس... و یكون اولی بالناس منهم بانفسهم و اشفق علیهم من آبائهم و امهاتهم و...؛[24] امام، سرآمد مردم در دانش، قضاوت و حكمت، پرهیزكاری، حلم، شجاعت و سخاوت است... او نسبت به مردم از خودشان سزاوارتر و از پدر و مادرشان دلسوزتر است و... .
3. در نهایت گفتنی است وظیفه یك عالم ـ چنان‏كه روایات می‏گویند ـ ایجاد تعادل در خوف و رجا است، نه این‏كه دچار افراط و تفریط شده و مخاطبان خویش را به ورطه افراط و تفریط افكند.

پی نوشتها:

[1] . برگرفته از صحیفه امام، پاییز 1378، چاپ اول، ج 21، ص 13-14.
[2]. نعمانی، الغیبة، باب 15، ص 285.
[3] . اربلی، كشف الغمة، ج 2، باب 5، ص 477.
[4] . طبرسی، الاحتجاج، ج 2، ص 317.
[5] . سید رضا صدر، راه مهدی، ص 87 و 88.
[6] . صدوق، كمال‏الدّین و تمام النعمة، ج 2، باب 23، ما اخبر به الصادق(ع) عن وقوع الغیبة، حدیث 32، ص 346.
[7] . سید بن طاووس، الطرائف، ج 2، ص 344.
[8] . برای توضیح بیشتر و بررسی سندی و دلالی چنین روایاتی رجوع كنید: ابرهیم امینی، دادگستر جهان؛ فصلنامه انتظار، ش 5، مقاله ((‏نهی از قیام)) در بوته تحلیل روایی، نجم‏الدین طبسی؛ فصلنامه انتظار، ش7، مقاله نقد و بررسی روایات نافی حكومت و قیام در عصر غیبت، محمدعلی قاسمی.
[9] . شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج 7، ماده قم ، ص 7؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 57 ، ص 216، باب 36.
[10] . نعمانی، الغیبة، باب 14، ص 273.
[11] . صحیفه امام، ج 21، ص 16 و 17 با اندكی تصرف.
[12] . همان، ص 16، با اندكی تصرف.
[13] . صحیفه نور، ج 18 ، ص 195.
[14] . امام خمینی، ولایت فقیه، انتشارات ناس، چاپ اول، ص 53 و 54 .
[15] . همان، ص 26 و 27.
[16] . همان، ص 54.
[17] . (اما و الذی فلق الحبة وبرأ النسمة، لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء الاّ یُقارّوا علی كظَّة ظالم ولاسغب مظلوم، لالقیت حبلها علی غاربها و لسقیت آخرها بكأس اوّلها...؛ سوگند به خدایی كه دانه را شكافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعت كنندگان نبود، و یاران حجّت را بر من تمام نمی‏كردند و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود كه در برابر شكم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته، رهایش می‏ساختم، و آخر خلافت را به كاسة اول آن سیراب می نمودم ...) نهج البلاغه ، خ 3.
[18] . اربلی، كشف الغمة، ج 2، باب 5، ص 477.
[19] . امینی، دادگستر جهان، ص 251.
[20] . صحیفه امام ، ج 8، ص 274.
* . مجله تخصصی كلام اسلامی، شماره 43، مقالة انتظار فرج 2، ص 145، از همین نگارنده.
[21] . نعمانی، الغیبة ، باب 15 ، 285.
[22] . برای توضیح بیشتر مراجعه كنید: فصلنامه انتظار ، شماره6 ، مقاله درنگی در قتل‏های آغازین، ص 356 ، نجم الدین طبسی.
[23] . عماد الدین طبری، بشارة المصطفی، ص 207 .

منبع: فصلنامه انتظار



برچسب ها :
صحیفه امام ,  اندیشه مهدویت ,  عاشق ,  فرج ,  فصلنامه انتظار ,  حكومت ,