الگوهای حسینی در ایجاد انتظار مهدوی



الگوهای حسینی در ایجاد انتظار مهدوی




 

چکیده:

این مقاله با روش مروری - تحلیلی (**) و استنباطی درصدد توصیف خصوصیات یاران حسین بن علی (ع) برآمده و سعی نموده است تا با عنایت به این خصوصیات، الگوهای کاربردی در ایجاد انتظار مهدوی را ترسیم نماید.
سؤال های اصلی تحقیق عبارت اند از:
1. خصوصیات یاران حسین بن علی (علیه السلام) چگونه است؟
2. الگوهای برگرفته از حرکت عاشوراییان برای منتظران مهدی (عج) چیست؟
چگونگی الگوگیری از اهل بیت (علیهم السلام) در زندگی مسأله ای مهم است، عده ای چنین می اندیشند که این امر مورد دسترسی نیست، چگونه ممکن است از انسان معصوم در زندگی الگو گرفت؟!
تربیت براساس الگوگیری از انسان کامل، مطمئن ترین شیوه ی تربیتی است و به انسان راه رشد و تعالی را نشان می دهد، در حقیقت با تبعیت از الگوهای برگرفته از سیره ی معصومان (ع) انسان به تعالی و رشدی که خداوند از او انتظار دارد می رسد.
با بررسی گزارش های تاریخی و تحقیق و تفحص پیرامون یاران حسین بن علی (ع) در می یابیم که بندگی خدا، راه شناسی و راهبرشناسی، تبعیت مطلق از امام زمان، عشق و دلسپردگی به او (سلام الله علیها)، مسئولیت شناسی، وظیفه مداری، پرکاری و کم توقعی، سبقت جویی در مسیر خدمتگزاری، وفاداری، شهادت طلبی، مهرورزی و محبت، حماسه آفرینی و شجاعت، همه از خصوصیات عاشوراییان است که در مکتب حسین بن علی (علیه السلام) تربیت شده اند و همگی می توانند الگوهای رفتاری و عملی منتظران مهدی (عج) را ترسیم نمایند.
واژگان کلیدی:
عاشورا، عبودیت، احیاگری، پیرو، انتظار، منتظر.

1. مقدمه:

نگرش صحیح به آنچه در عاشورای حسینی اتفاق افتاد منشأ خیرات و برکات فراوانی بوده و در حوزه های مختلف زندگی انسان اثر گذار است. اگر انسان حقیقت را به درستی بفهمد آثاری فراوان از آن فهم در حوزه ی رفتاری او ساری و جاری خواهد شد.
شهادت حسین بن علی (علیه السلام) و اهل بیت و یارانش، همه می توانند در زندگی انسان منشأ اثر باشد؛ البته اگر انسان در مواجهه با این واقعه به دنبال عمق آن بگردد. به هر میزان که انسان در مواجهه با این مسئله عمیق شود، آثار حاصل از آن نیز بر زندگی اش عمیق تر خواهد شد و این مسئله محدود به حدّی نیست! هر چقدر انسان از نظر معنوی و روحی رشد کند در مواجهه با این واقعه پیام هایی عمیق تر را دریافت خواهد نمود.

2. طرح مسئله:

حرکت حسین بن علی (علیه السلام) در اوج معرفت به پروردگارش شکل گرفت. (1) او در اوج عبودیت جانش را هدیه نمود (2) لذا الگوگیری از حرکت او نیز تنها در مسیر عبودیت حق ممکن است.
حسین بن علی (علیه السلام) در عاشورا نقش ویژه و منحصر به فردی بر عالم زد که تا قیام قیامت می توان از آن درس گرفت. نقش او با عنایت حق جاودانه شد و ثارالله گشت.
حسین بن علی (علیه السلام) به عالمیان آموخت که اگر می خواهید جاودان شوید و از شما جز نامی بر سنگ باقی نماند، در بندگی خدا اوج بگیرد. (3) او درس عبودیت را به زیباترین صورت ترسیم نمود.
حوزه ی عبودیت پروردگار حوزه ای فراگیر است که تمام عرصه های زندگی انسان را در بر می گیرد حسین بن علی (علیه اسلام) این فراگیری را نشان داد. بنده ی خدا تمام حوزه های زندگی اش را سجاده ی خدا می داند و فرصت ارائه عبودیت. (4)
او هنگام عبادت خدا بنده است و هنگام انجام امور خانوادگی و اجتماعی نیز بنده است.
حسین بن علی (علیه السلام) با ظرافتی خاص نشان داد که چگونه حرکت اجتماعی تو سجاده ی عشق و عبادتت می شود، اگر بنده ی خدا باشی و ذاکر حق!
کنیه ی او اباعبدالله است، شاید یکی از عمیق ترین پیام های حرکت حسین بن علی (علیه السلام) در همین مسئله باشد و شاید بتوان گفت که هر مسئله ی دیگری درباره ی با حرکت او و در ذیل این مطلب ایجاد می شود.
حسین بن علی (علیه السلام) این حرکت را معنا کرد و به صورت های مختلف جلوه گر ساخت. او (سلام الله علیها) نشان داد که بنده ی خدا زیرک و با هوش است و حرکت های اطرافش را می فهمد و تشخیص می دهد که کدام حرکت مانعی در مسیر عبودیت حق ایجاد می کند. لذا در صدد مانع زدایی بر می آید.

بنده خدا مانع زدایی را وظیفه ی خود می داند

بنده ی خدا نمی تواند تحمل کند که در مسیر بندگی حق مانع باشد به گونه ای که خودش و دیگران از حرکت باز بمانند و نتوانند در این مسیر حرکت کنند و گام بردارند لذا مانع زدایی را وظیفه ی خود می داند. (5)
این مسئله را نیز باید روشن نمود که حقیقت مانع زدایی لطف و محبت بنده ی خدا به مولایش و رهروان مسیر بندگی حق است. انسانی که حقیقتاً بنده ی خدا شود نسبت به انسان های دیگر محبت پیدا می کند و نمی تواند تحمل کند که دیگران در ورطه ی گمراهی و ضلالت غوطه ور باشند و او کاری نکند! از این رو حتی اگر لازم باشد از خورد و خوراک و استراحتش می کاهد و با تمام وجود در مسیر احیاگری بندگان خدا کوشش می کند و اگر در راه احیای گری متوجه مانعی باشد با برنامه ریزی مانع را از مسیر حق می زداید و در انجام هر آنچه از دستش بر می آید کوتاهی نمی کند!

امر به معروف و نهی از منکر مانع زدایی از مسیر بندگی خداست

حسین بن علی (ع) به منظور احیاگری امت زمانش، بلکه بهتر است بگوییم برای احیاگری انسان های حقیقت جو در هر عصر و زمانی تا قیامت راه را شناخت و مانع های مسیر را دریافت و در راه زدایش موانع کوشید. او خود معرفی می نماید که قیام من به دلیل امر به معروف و نهی از منکر و احیاء سیره ی پدرم و جدم است. (6) حساسیت نسبت به امر هدایت دیگران، کاری است که اباعبدالله الحسین به زیباترین صورت محقق فرمود و از قیمتی ترین مایملک خود در راه مانع زدایی طریق هدایت گذاشت.
امام (علیه السلام) به صورت های دیگر نیز مانع زدایی فرموده اند؛ امر به معروف و نهی از منکر (7) تنها یک صورت از مانع زدایی ایشان است، علاوه بر آن امام (ع) در مقاطع مختلف زندگی خویش به معرفی خود و جایگاه خاندانشان و انتسابشان به حقیقت پرداختند. (8)

معرفی حقیقت آنچنان که هست خود نوعی مانع زدایی است

باید از چهره ی حقیقت ابهام زدایی نمود. نباید حسینیان و عاشورائیان اجازه دهند که چهره ی دین مبهم بماند؛ ایشان باید همیشه به دنبال روشن نمودن حقایق دین باشند. به این معنا که؛ به یغما برندگان هدایت که دست نشانده های شیطان اند در میان آدمیان، اجازه ندهند تا با تسویلات باطل، حقایق دین را به غیر از آنچه هست نشان دهند. این وظیفه ی عالم دینی است، او که در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) تربیت شده است، نباید بگذارد تا غباری بر چهره ی دعوت های الهی نبی مکرم اسلام بنشیند. بخشی مهم از احیاء گری دین این است؛ یعنی، نیازسنجی، مخاطب شناسی، و تبیین آموزه های دین بنابر مقتضیات و نیازهای روز. (9)
حسین بن علی (علیه السلام) الگوی دینداری و دین مداری، زنده شدن و زندن گرداندن دیگران را آموخت. منتظر مهدی (عج) باید این الگوها را بشناسد و به کار بندد.
مخاطبان حرکت حسین بن علی (ع) مخالفان امر هدایت و احیاگری اند و پیروان مکتب او دغدغه ی هدایت و احیاء قلوب را دارند. حسین بن علی (ع) راهش را آموخت.
خود بنده ی خدا باشید و دیگران را به بندگی خدا بخوانید. خود دین را بشناسید و به دیگران نیز بشناسانید.
منتظر مهدی (عج) باید در سرلوحه ی فرهنگ انتظار عبودیت حق را قرار دهد.
حسین بن علی بندگی حق را ترسیم کرد و در حوزه های مختلف آن را معنا نمود،(10) منتظر مهدی (عج) نیز باید چنین باشد. اینجا بزنگاه و همان نقطه ی حساس مسئله است. زیرا در ترسیم بندگی آن هم در حوزه های مختلف زندگی است که انسان امروزی مشکل دارد. چرا که کارش، تحصیلش، خانواده اش و تحقیقش و... همه و همه را در کنار بندگی حق می بیند! نه در جهت و نه بر محوریت حق و این چنین است که از فرهنگ حسینی فاصله می گیرد و با فرهنگ انتظار تربیت نمی شود.
مهدی (عج) نیز مانند جدش حسین (علیه السلام) راهبر زمانش و احیاگر و هادی مطلق دوران است. او نیز در سرلوحه ی کارهایش عبودیت حق را قرار داد و در تمام عرصه های زندگی بندگی خدا را می جوید. (11) الگوی او نیز برای منتظرانش الگوی حسینی است.
قیام حسین و انتظار مهدی یک سو دارد. هر دو به یک جهت می روند و به صورتی مشترک غبار از چهره ی حقیقت می زدایند، هر دو به دنبال احیاگری اند و به دنبال زنده کردن پیام محمد (ص) که همان پیام خداست. هر دو دلسوزانه و مشفقانه مانع زدایی می کنند و به دنبال شکوفا کردن فطرت توحیدی انسان هایند.
به راستی چه کسانی به حسین بن علی (ع) لبیک گفتند و دعوت او را اجابت کردند؟
خصوصیات ایشان چگونه بود؟ در ایشان چه ویژگی ای ایجاد شده بود که دعوت حسین (ع) را شنیدند؟ و آن ها که به حسین پشت کرده بودند چه نداشتند که این توفیق را از دست دادند؟
اگر به مسئله خوب دقت کنیم در می یابیم که تمامی افرادی که در خیل یاران حسین (ع) درآمدند و در رکاب او جنگیدند به دنبال بندگی پروردگار بودند. (12) آنها دعوت قرآن مبنی بر«لا تشرکوا به شیئا» (نسا/36) را دریافته و به دنبال رضایت پروردگارخویش بودند.
امکان ندارد انسان حقیقتاً به دنبال بندگی پروردگار باشد و پیام امام زمانش را بشنود و در مقابل سکوت کند یا درخواست یاری وی را رد کند. خیر! این عمل با جوهره عبودیت ناسازگار است!عبودیت حقیقی پروردگار راه شناسی و راهبرشناسی را در خود دارد. (13)
خصیصه دیگر اینان، این است که راه و راهبر را شناخته بودند. می دانستند مسیر بندگی حق کدام است و راه و راهبر کیست؟ رهروی در ایشان ایجاد شده بود؛ حسین بن علی (علیه السلام) را به عنوان راهبر معصوم زمانشان می شناختند و خود رهرو او بودند. (14) این خصیصه نیز الهام بخش خصوصیت دیگری در منتظران مهدی (عج) است.
یقیناً مهدی (عج) نیز فرزند حسین (ع) است و یقیناً او که راهبر زمانش است رهروانی می طلبد که در مسیر بندگی حق گام بردارند و راه و راهبر بشناسند و دعوت او را لبیک گویند.
ویژگی بارز یاران حسین بن علی (ع) حرف شنوی ایشان از امامشان بود؛ تبعیت بی چون و چرا، این معنای شیعه بودن است. پیروِ حقیقی از امام معصوم زمانش اطاعت بی چون و چرا دارد. (15) سرّ این مسئله این است که پیرو حقیقی، امام زمانش را وصی رسول خدا می داند و همچنانکه خداوند در حق رسولش (ص) فرمود: «ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا» (حشر/7) در حق وصی او نیز چنین است. ماهیت دعوت این دو یکی است، وصی رسول به همان حقیقتی می خواند که رسول (ص) خوانده است. پس اگر اطاعت از رسول بی چون و چراست اطاعت از او که دعوتش همان دعوت رسول است نیز باید بی چون و چرا باشد.
یاران مهدی (عج) نیز بایستی چنین باشند، منتظران حقیقی باید نسبت به امام زمانشان اطاعت بی چون و چرا داشته باشند. ممکن است سؤال شود حکم این مطلب در زمان غیبت چگونه است؟ حال که ما به دعوت او دسترسی نداریم و نمی دانیم دقیقاً از ما چه می خواهد تا آن کنیم تکلیفمان چیست؟
در پاسخ به این سؤال ها می گوییم که: دعوت او همان دعوت اوصیای پیشین رسول خداست، دعوت او، دعوت جدش امیرالمؤمنین علی (ع) است که آن هم دعوت رسول خداست و همان دعوت خداوند یاری تعالی است.
مهدی (عج) به چیزی غیر از آنچه پیامبر (ص) خواندند نمی خواند. پس اگر منتظر خود را ملتزم به اجابت دعوت پیامبر اکرم (ص) نماید و وظیفه مدارانه به دنبال انجام حدود الهی و شرعی خویش باشد دعوت مهدی (عج) را در این زمینه پاسخ گفته است.
ویژگی دیگر یاران اباعبدالله، عشق به امام زمانشان بود. (16) مراد از عشق در اینجا حب کثیر است، حبی که به واسطه ی شدت آن عاشق دیگر خود را نمی بیند و همه معشوق می شود. این عشق به امام زمان در سایه ی عشق به پروردگار ایجاد می شود، چرا که عاشق دریافته است؛ امام زمانش، راهبر راه معشوق حقیقی عالم است و به سوی پروردگار راهنمایی می نماید و نیک می داند که امام، به خود نمی خواند و به خدا می خواند (17) و همچنین دریافته است که امام (ع) به خوبی راه را از چاه باز می شناسد و به راه و میان برها و پرتگاه های آن آشنا است؛ زیرا معصوم است و وصی نبی (ص)، پس هر آنچه باید یک راهبر برای هدایت امت داشته باشد او داراست. لذا پیرو حقیقی دلباخته امامش است که احیاگر قلب اوست و راهنمای مسیر وصل و قرب او به پروردگار.
منتظران مهدی (عج) نیز باید چنین باشند. عشق به امام زمان در زمان غیبت صورت متفاوتی پیدا نمی کند و همان است که پیروان و عاشقان حسین (ع) در روز عاشورا داشتند. عاشقان امام زمان نیز همان می کنند که آنان کردند؛ مهیای خدمت اند؛ آماده ی ایثار و گذشت اند؛ منتظر شنیدن فرمان امام اند و در تمام دوران انتظار آنچنان می کنند که با شالوده ی عشق سازگار باشد.
کربلا صحنه ی نبرد عشق بود؛ عاشوراییان به چشم دیدند آنچه دیگران نفهمیده بودند! آنان با بال عشق به قله ی قرب رسیدند. عشق به امام زمان انسان را به عشق خدا رهنمون می کند؛ ابزار سنجش عشق خدا بی قراری نیست! بلکه، پرکاری و پرتلاشی و دقت و تقواست. هر قدر انسان عاشق تر شود، دقتش در بندگی بالاتر می رود.
عاشق پروردگار بی قرار وصل است، اما بی قراری اش او را به بی توجهی به محیط و وظایفش نمی خواند. بی قرار خداوند، قرارش در احیاگری و دعوت به حق است، چون معشوقش چنین می طلبد، عاشق خدا، معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد؛ عشق حقیقی این چنین است، عاشقان خدا، معشوقشان را معرفی می کنند و دیگران را نیز به او می خوانند اما عاشقان فریب خورده، معشوق را برای خود می خواهند و بس!
حسین (علیه السلام) عاشق خدا بود و در حرکتش عشق به خدا را ترسیم کرد.

منتظران

مهدی نیز، باید عشق به امام زمانشان را از یاران حسین (علیه السلام) بیاموزند.
مسئولیت شناسی و وظیفه مداری با عشق به امام زمان (عج) سازگار است. عاشقان حسین (ع) پرجنب و جوش بودند و بر یاغیان زمان شوریدند، سکوت را نپسندیدند و در راه مانع زدایی طریق قرب به پروردگار را از هیچ کاری دریغ نکردند. (18) منتظران نیز باید چنین باشند.
ناامیدی، سیره ی منتظران نیست. جنب و جوش، برنامه ریزی و خدمتگزاری ایشان زاییده ی عشق به امام زمانشان است؛ و ابداً یأس و سکون را به خود راه نمی دهند.
خصوصیت دیگر یاران حسین بن علی (علیه السلام) سبقت جویی در خدمتگزاری به امامشان بود ایشان برای نمایش عشق و محبتشان و صورت عملی آن یعنی خدمتگزاری به امام از یکدیگر سبقت می گرفتند. (19) آن ها قدر را می دانستند و فرصت شناس بودند.
منتظران حقیقی از این رفتار عاشوراییان الگوی عملی می یابند اینک نیز چنین است، منتظران مهدی (عج) نیز باید گوی سبقت را در خدمتگزاری به امام از یکدیگر بربایند یعنی خدمتگزار دین باشند که خدمتگزاری به دین، خدمتگزاری به امام است.
سختی ها عامل پیمان شکنی نشد، وعده های دشمن ایشان را نفریفت. (20) یاران حسین بن علی (ع) به امامشان وفادار بودند و لحظه ای از یاری او دست نکشیدند و او را تنها نگذاشتند؛ حتی در سخت ترین و بحرانی ترین اوضاع! (21) این الگویی بسیار کاربردی برای منتظران است.
شهادت طلبی اوج بندگی خداست. انسان ها به میزانی که در مسیر قرب به پروردگار پیش می روند، عشقشان به شهادت بیشتر می شود. طلب شهادت تنها برای انسان هایی ممکن است که در طریق بندگی خدا حرکت می کنند. در حقیقت شهادت، صورت مرگ بندگان خدا و گونه ی مرگ طالبان وصل اوست.
به بیان دیگر انسان به میزانی که در مسیر حقیقت گام برمی دارد عبودیت در او تقویت می شود و هر اندازه عبودیت در آدمی قوت یابد محبت به خداوند در وجود او شدت خواهد گرفت؛ این سرّ بندگی است. انسان در مسیر بندگی عاشق می شود و اوج عشق طلب شهادت است. پس در مسیر عبودیت حرکت کردن در مسیر عشق رفتن است و در طریق عشق رفتن در مسیر شهادت گام برداشتن است. (22)
اباعبدالله الحسین (ع) گوی سبقت را در عشق ورزی ربود و در شهادت طلبی اسوه بی بدیل گشت. (23) یاران او نیز چنین گشتند. (24) منتظران مهدی نیز شهادت طلب می شوند، زیرا ایشان نیز در مسیر بندگی حق حرکت می کنند.
مگر می شود بنده ی خدا و پیرو امام نسبت به پیروان دیگر بخل بورزد و حسادت داشته باشد؟!
مگر می شود پیرو امام مانع رشد و شکوفایی پیروان دیگر گردد؟!
مگر می شود پیرو امام معصوم به محب و پیرو امامش بی اعتنایی و بی مهری کند؟!
اگر چنین کرد یقیناً پیرو حقیقی نیست! از دیگر خصوصیات یاران حسین بن علی (ع) بروز محبت و مهرورزی ایشان نسبت به یکدیگر است. (25) این خصوصیت عاشوراییان الهام بخش الگوی دیگری برای منتظران مهدی (عج) است.
از جمله ویژگی های عاشوراییان، حماسه آفرینی ایشان بود. شجاعت بی بدیلشان که برخاسته از عشق بی نظریشان به خداوند و امام زمانشان بود. (26)
موحدان شجاع اند، دلهره و ترس، ناشی از عدم اطمینان به پروردگار است. مؤمنان به حمایت پروردگار از موحدان اطمینان دارند. این اطمینان حقیقی منشأ ظهور و بروز شجاعت در انسان می شود. عاشوراییان در اوج عشق و بندگی به پروردگار بودند، از این رو در حماسه آفرینی آن چنان نقش آفرینی کردند.
منتظران مهدی (عج) نیز باید شجاع باشند و از انجام کار صحیح نهراسند، به پروردگار امید داشته باشند و به پیش روند.

3. نتیجه:

اینکه انسان چگونه می تواند از سیره ی اهل بیت (علیهم السلام) الگوی زندگی بگیرد مسئله ای مهم است، معمولاً شیعیان می اندیشند که این امر ناشدنی است. زیرا ایشان معصوم بودند و ما انسان های معمولی چگونه می توانیم از انسان معصوم الگو بگیریم؟ اشتباه اصلی همین جاست! و این طرز فکر در اتصال راهبر و رهرو خلل ایجاد می کند. راهروان امامان معصوم (علیهم السلام) می توانند از ایشان الگوی زندگی بگیرند و براساس آن تربیت شوند. این شیوه ی تربیتی، مطمئن ترین، مورد دسترس ترین و کامل ترین و منسجم ترین شیوه تربیت و رشد انسان است. این الگوهای کامل به انسان اطمینان می بخشند و در تمام عرصه های زندگی او نقش های توحیدی را معنا می کنند.
رهروان از راهبران معصوم درس زندگی می آموزند و از ایشان تبعیت می کنند؛ تبعیت، کاری است که شیعه ی آل البیت (علیهم السلام) انجام می دهد و در این تبعیت است که به رشد و شکوفایی می رسد.
انسان در این الگوگیری است که می آموزد چگونه تربیت شود و چگونه به جایی برسد که خداوند از او راضی گردد. این کاری است که سیره ی اهل بیت (ع) با انسان می کند. (نگاه کنید به نمودار 1 و 2)
آنچه در این مقاله به آن پرداخته شد، خصوصیاتی چند از یاران حسین بن علی (علیه السلام) بود که در ایجاد رفتار منتظران مهدی (عج) نقش آفرین است. آشنایی با این خصوصیات و اتصاف به آن ها، انسان منتظر را حسینی می کند. یقیناً منتظران مهدی، حسینی اند. (27)
والسلام علی من اتبع الهدی
نمودارد شماره ی 1: الگوهای حسینی (ع) در شکل گیری انتظار مهدوی
یاران ابا عبدالله (ع) به دنبال بندگی پروردگار بودند، امکان ندارد انسان حقیقتاً به دنبال بندگی پروردگار باشد و پیام امام زمانش را بشنود و در مقابل سکوت کند یا درخواست یاری وی را رد کند.
««« (الگوی بندگی خدا)
رهروی در یاران حسین (علیه السلام) ایجاد شده بود؛ آنان حسین بن علی را به عنوان راهبر معصوم زمانشان می شناختند و خود رهرو او بودند.
««« (الگوی راه شناشی و راهبر شناسی)
یاران حسین بن علی (ع) از امام زمانشان حرف شنوی و تبعیت بی چون چرا داشتند، این همان معنای شیعه بودن است.
««« (الگوی تبعیت مطلق از امام زمان)
عاشوراییان با بال عشق به قله ی قرب رسیدند. عشق به امام زمان انسان را به عشق خدا رهنمون می کند، ابزار سنجش عشق بی قراری نیست، بلکه پرکاری و پرتلاشی و دقت و تقواست.
««« (الگوی عشق و دلسپردگی به امام زمان)
عاشقان حسین (ع) پر جنب و جوش بودند و بر یاغیان زمان شوریدند؛ سکوت را نپسندیدند و در راه مانع زدایی طریق قرب به پروردگار از هیچ کاری دریغ نکردند.
««« (الگوی مسئولیت شناسی، وظیفه مداری و پرکاری)
یاران اباعبدالله (ع) برای نمایش عشق و محبتشان و صورت عملی آن یعنی خدمتگزاری به امام زمانشان از یکدیگر سبقت می گرفتند؛ آن ها قدر زمان را می دانستند و فرصت شناس بودند.
««« (الگوی سبقت جویی در مسیر خدمتگزاری)
یاران حسین بن علی (ع) به امامشان وفادار بودند، سختی ها عامل پیمان شکنی نشد، وعده های دشمن ایشان را نفریفت و لحظه ای از یاری امام زمانشان دست نکشیدند و او را تنها نگذاشتند.
««« (الگوی وفاداری به امام زمان)
اباعبدالله الحسین (ع) گوی سبقت را در عشق ورزی ربود و در شهادت طلبی اسوه ی بی بدیل گشت. یاران او نیز چنین گشتند. انسان در مسیر بندگی عاشق می شود و اوج عشق، طلب شهادت است.
««« (الگوی شهادت طلبی)
یاران حسین (ع) مظهر مهرورزی و محب پیروان امامشان بودند و این محبت را بروز می دادند. مگر می شود بنده ی خدا و پیرو امام نسبت به پیروان دیگر بخل بورزد و حسادت داشته باشد؟!
««« (الگوی مهرورزی و محبت)
عاشوراییان به حمایت پروردگار از موحدان اطمینان داشتند و شجاعت بی بدیلشان برخاسته از عشق بی نظیرشان به خداوند و امام زمانشان بود. دلهره و ترس، ناشی از عدم اطمینان به پروردگار است.
««« (الگوی حماسه آفرینی و شجاعت)